نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کی بود عاشق کسی کز سوختن غمگین بود

عاشق آن باشد که چون پروانه در آتش رود

کور کن ایگریه بی یارم که چون یعقوب چشم

کور بهتر زانکه بی یوسف بعالم بنگرد

بهر کام دل اگر بر جان نشانی نخل عشق

غیر بار دل عجب گر میوه یی بارش بود

عاشقی تلخ است و مارا تلخ تر کان نوش لب

می خورد با غیر و از غیرت دل ما خون خورد

کار اگر با غیرت مرد آزما افتد ز عشق

زن به از فرهاد اگر از جان شیرین نگذرد

نیست در دستم سر مویی ولیکن همتم

یکسر مویت بملک هر دو عالم میخرد

هرکه چون اهلی هلاک لعل جانبخش تو شد

کافرم گر منت از عیسی مریم می برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به عشق و درد جدایی اشاره دارد. شاعر به توصیف عشق و چگونگی رنج و آتش‌سوزی ناشی از آن می‌پردازد. او بیان می‌کند که عاشق واقعی کسی است که همچون پروانه به سوی آتش می‌رود، حتی اگر بداند که در این مسیر آسیب می‌بیند. همچنین، احساسات عمیق و غمناک او وقتی با فقدان معشوق مواجه است، به تصویر کشیده می‌شود. شاعر به بازار دل می‌پردازد و تلخی‌های عشق را توصیف می‌کند و می‌گوید که حتی با وجود سختی‌ها، تمام تلاشش را برای رسیدن به معشوق خواهد کرد. در نهایت، او اعتراف می‌کند که تحت تاثیر زیبایی معشوق، حتی اگر به زحمت بیفتد، حاضر است تمام عالم را برای او فدا کند.