نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شیوه خوبی لیلی همه کس چون داند؟

حالتی هست جز از حسن که مجنون داند

آنچه در جان خراب و دل پرخون من است

هم مگر جان خراب و دل پرخون داند

من بحسن از همه افزون مه خود را دانم

او مرا نیز بعشق از همه افزون داند

با شهیدان محبت دم عیسی چه کند

چاره کشته عشق آن لب میگون داند

جز غم دل سخن از اهلی شوریده مپرس

در همه عمر چه دانست که اکنون داند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و حال روحی عاشق است. شاعر در آن بیان می‌کند که فقط مجنون است که می‌تواند عمق احساساتش را درک کند، و دیگران از حال او بی‌خبرند. او از حُسن محبوبش سخن می‌گوید و بر این باور است که این عشق او را از سایر عشق‌ها متمایز می‌کند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند درد دل او را بفهمد و تنها خود اوست که می‌داند چه بر او می‌گذرد.