شمارهٔ ۶۱۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرچه کار دلم از صبر به سامان نشود
هم صبوری که کس از صبر پشیمان نشود
جانِ ثابتقدم آن است که در راهِ وفا
خاکِ ره گردد و یک ذره پریشان نشود
آنکه صد سال پرستنده بود لعبت چین
کافرم گر به هوای تو مسلمان نشود
تا تو راهی ننهی پیش من ای کعبهٔ وصل
مشکل کار من از سعی خود آسان نشود
اهلی آسوده ز نومیدی خود باش که عشق
کیمیاییست که بیمایهٔ حرمان نشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات و مشکلات خود در عشق و وفا صحبت میکند. به رغم تلاشها و صبرش، به نظر میرسد که وضعیت دلش بهبود نمییابد و هرگز از صبرش پشیمان نخواهد شد. او از ثبات قدم در عشق و وفاداری یاد میکند و تأکید میکند که حتی اگر جانش را در این راه بذل کند، پریشان نخواهد شد. همچنین اشاره میکند که کسی که سالها عاشق بوده و به معشوق خود خدمت کرده است، ممکن است از لحاظ ایمان دچار تردید شود. شاعر میگوید که تا زمانی که معشوق خود را در مسیر عشق نکند، مشکلات او حل نخواهد شد. در آخر، به این نکته میرسد که عشق، گنجی ارزشمند است و نباید از ناامیدی دوری کرد.