نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

منت قتل از رقیبم باز می باید کشید

بخت بدبین کز اجل هم ناز میباید کشید

شمع من چون نیست غیر از سوختن انجام وصل

دامن از وصل تو هم ز آغاز میباید کشید

یا سر خود در ره دلدار میباید نهاد

یا قدم از راه یاری باز میباید کشید

چشم او تا یک نظر بر حال مسکینان کند

صد جفا زان نرگس غماز میباید کشید

بخت اگر یارست اهلی غم نگردد گرد دل

بار غم از طالع نا ساز میباید کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و رنج و درد ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر با اشاره به رقیب و بخت بد خود، از سختی‌های عشق و جدایی صحبت می‌کند. او می‌گوید که اگرچه عشق به مانند شمعی است که تنها با سوختن به پایان می‌رسد، اما باید همچنان به جستجوی معشوق ادامه داد. شاعر به تضاد عشق و رنج اشاره می‌کند و به نحوی نشان می‌دهد که برای دستیابی به عشق واقعی، باید از سختی‌ها گذشت و آن‌ها را تحمل کرد. در نهایت، با اشاره به چشم پر از جفا و کم‌لطفی معشوق، از تلخی‌های عشق و تبعات آن صحبت می‌کند.