شمارهٔ ۶۰۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شوقی دگر امروز دلم سوی تو دارد
گویا کششی از طرف موی تو دارد
دل میبردم سوی تو پیداست که مرغم
آهنگ کمانخانه ابروی تو دارد
از زندگیش دل چو صبا جز رمقی نیست
وین زندگی از جان نه که از بوی تو دارد
بر خاک سر کوی تو خوابد بفراغت
عیشی عجب است اینکه سگ کوی تو دارد
اهلی ز پی مردنش اسباب مهیاست
بازآ که همین آرزوی روی تو دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر با بیان احساسات عمیق خود، به عشق و کشش به سوی معشوق اشاره میکند. او میگوید دلش امروز فقط به سمت معشوق میرود و حضور او برایش جذاب و دلانگیز است. شاعر همچنین به بیحالی و بیرقتی زندگی بدون معشوق اشاره دارد و میگوید که زندگیاش تنها از بوی معشوق زنده است. در پایان، شاعر از آرزوی دیدار معشوق و آثار جدایی صحبت میکند و از او میخواهد که به سویش برگردد.