نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر کشد گاهی عنان از ناز و میل ما کند

توسن نازش ز خوبی باز تندیها کند

قطره یی از اشک خود در ساغرش خواهم فکند

باشد این تخم محبت در دل او جا کند

جلوه طاووس حسنش صید شاهان میکند

من که درویشم بسوی من کجا پروا کند

با چنین حسن و ملاحت وه چه خوش میزیبدش

گوشه چشمی که سوی ما باستغنا کند

چون نسازد با غمش اهلی که گر گردد ملک

همچو او حوری پریوش از کجا پیدا کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و از احساسات عمیقش نسبت به او صحبت می‌کند. او می‌گوید که گاهی معشوق با ناز و اراده‌اش دل او را می‌رباید و با زیبایی‌هایش توجه همه را جلب می‌کند. شاعر می‌خواهد تنها قطره‌ای از اشک خود را در ساغر عشق بریزد تا شاید محبتش در دل معشوق جا بیفتد. او به احساس ناامیدی‌اش از دسترسی به چنین زیبایی‌هایی اشاره می‌کند و از این می‌گوید که اگر معشوق به غمش بسازد، در دنیا زیبایی چون او نخواهد یافت. در کل، این اشعار نشان‌دهنده‌ی عشق عمیق و تحسین شاعر نسبت به زیبایی و جذابیت معشوقش است.