شمارهٔ ۶۳۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گرچه اشک من خبر از بیگناهی میدهد
چشم او فتوی به خون از دل سیاهی میدهد
دل گواهی میدهد کان غمزه ریزد خون من
کی برم جان از کفش چون دل گواهی میدهد
مزد شببیداری بلبل نگر کِش هر سحر
گل به دست خود شراب صبحگاهی میدهد
خضر اگر بخشش کند یک جرعه بخشد تشنه را
وقت ساقی خوش که می چندان که خواهی میدهد
هرکه در بحر غم از بیلنگری طوفان کند
کشتی دل را به گرداب تباهی میدهد
اهلی از سنگیندلی آن بت نبخشد کام کس
کام ما گر میدهد لطف الهی میدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عواطف عمیق انسانی و احساس درد و عشق اشاره دارد. شاعر از بیگناهی خود صحبت میکند و میگوید که اشک او نشاندهندهی این بیگناهی است. چشم محبوب فتوا به خون او میدهد و دلش به شدت به درد میآید. در ادامه، شاعر به شب بیداری بلبل و عشق او به گل و شراب صبحگاهی اشاره میکند و نشان میدهد که در دل درد و غم نیز زیباییهایی وجود دارد. همچنین، اشاره به بخشش خضر (نماد زندگی و نجات) دارد که اگرچه ممکن است در زمانهای دشوار به کسی کمک کند، اما در نهایت، لطف خداوند است که به انسانها امید میدهد. این شعر به طور کلی دربارهی عشق، درد، و امید است.