شمارهٔ ۶۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پیش تو دیده گر نبود غرق خون مرا
خون می چکد زدیده و دل در درون مرا
من خود نشان تیر ملامت نگشته ام
عشقت نشانه ساخت به داغ جنون مرا
رخسار لاله رنگ تو در دیده بایدم
بی تو چه سود چهره بخون لاله گون مرا
این سرخ رویی ام بس اگر می کند فلک
موی سفید در قدمت غرق خون مرا
از گلشنم به گلخن محنت کشید هجر
بخت بد است در همه جا رهنمون مرا
اهلی چو لاله خاک رهم لیک خوشدلم
کز دل نرفت داغ غم او برون مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر درد و اندوه عاشق است که به خاطر جدایی از محبوب خود، غرق در خون و غم است. شاعر از وضعیت خود شکایت میکند و میگوید که عشق او دلی پر از جنون و خاطرههایی از محبوب را بر جای گذاشته است. او به وصف زیبایی محبوب و رنگ روی او میپردازد و احساس میکند که بدون او، هیچ ارزشی ندارد. شاعر به سختیهای زندگی و هجران اشاره میکند و همچنان دلش با غم عشق پر از داغ است. در نهایت، رغم همه سختیها و محنتها، او همچنان امیدوار و خوشدل باقی میماند.