شمارهٔ ۶۶۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دوستان چون میرم آن خشت درم بالین کنید
وز لب جانبخش او حرفی مرا تلقین کنید
از شهیدان غم عشقم مرا در زیر خاک
با رخ پر خاک و خون و جامه خونین کنید
چون شود سر مست میل قتل مسکینان کند
زینهار ای دوستان یاد من مسکین کنید
مردم ای کافر تلخی و تندی تا به کی
جان شیرین مرا گیرید و لب شیرین کنید
یا رب آزاری نبیند همچو اهلی کس ز عشق
خوش دعایی میکنم ای عاشقان آمین کنید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار از دوستانش میخواهد که بعد از مرگش، بر سر مزارش خاک بگذارند و از عشق او یاد کنند. او از درد و غم عشقشان میگوید و از آنها میخواهد که خاطرهاش را زنده نگهدارند. همچنین به تلخی زندگی اشاره میکند و آرزو دارد که کسی از عشقش در رنج نباشد و دعا میکند که عاشقان با هم خوشبخت شوند.