نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا صد خار از آن نوگل اگر در دل درون آید

اگر خاری رود بیرون ز چشم من برون آید

بزهر چشم و خون دل بما جامی دهد ساقی

چه شادی بخشد آن جامی که از وی بوی خون آید

ز زخم حسرت فرهاد اگر کوه آگهی یابد

سزد کز چشمه چشمش سرشک لاله گون آید

فسون بر من مدم زاهد که من دیوانه عشقم

کجا با حال خود مجنون بتعویذ و فسون آید

در آن وادی که لیلی صورتان مجنون وشان جویند

اگر عاقل بود اهلی بزنجیر جنون آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهایی می‌پردازد که از عشق ناشی می‌شوند. شاعر می‌گوید که اگرچه ممکن است خارها و دردها در دل او باشند، ولی با خروج آن‌ها از چشمش، این دردها به نوعی تسکین می‌یابند. او به نوشیدن جامی اشاره می‌کند که بوی خون و غم دارد و بر این نکته تأکید می‌ورزد که شادی واقعی از دل‌مشغولی‌های عاشقانه و اندوه‌بار نشأت می‌گیرد. همچنین، اشاره می‌کند که زاهدان نمی‌توانند حال دیوانگی عاشق را درک کنند و در این وادی عشق، حتی عاقل‌ترین افراد هم ممکن است به زنجیر جنون درآیند. به طور کلی، شعر به تضاد عقل و جنون در عشق اشاره دارد و نشان می‌دهد که عشق می‌تواند به شدت عمیق و دردناک باشد.