شمارهٔ ۶۶۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرنه ابرو ترش آن غمزه خونریز کند
بر لب لعل تو دندان همه کس تیز کند
تا فلک دیدترا ز یوسف بگذاشت
باغبان تربیت گلبن نو خیز کند
نرگس مست نو گر رهزن مردم نشود
بر من گوشه نشین فتنه که انگیز کند؟
سخن تلخ به بیمار غمت لایق نیست
مگرش خنده شیرین شکرآمیز کند
اهلی از پرتو زنار نبیند کافر
آنچه بادین من آن زلف دلاویز کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با زبان مجازی و استعارههای زیبا، ویژگیهای زبانی و ظاهری محبوبش را تشریح میکند. او به غم و درد ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند به اندازه محبوبش تاثیری بر دل او بگذارد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که حتی تلخیهای زندگی هم در کنار عشق میتوانند شیرین شوند، و همه این زیباییها و احساسات تحت تاثیر زلف و چهره محبوب است.