نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر شمع جمالی که بر افروخته باشد

پروانه او جان من سوخته باشد

چشم از تو که پوشد مگر آن طفل که چون زاد

از مادر ایام نظر دوخته باشد

خواهد به نثار قدمت دیده من ریخت

لعلی که بخون جگر اندوخته باشد

میخانه ما کعبه فیض است کز آنجا

صد تیره درون شمع دل افروخته باشد

در مهر و وفا حاجت آموختنش نیست

اهلی که وفا از ازل آموخته باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر به شمعی اشاره می‌کند که درخشان و جاذب است و پروانه‌ای را که به خاطر زیبایی آن جانش را فدای می‌کند، توصیف می‌کند. او به نگاهی اشاره می‌كند که تنها از سوی نوزادی که به دنیا می‌آید و به مادرش خیره شده، قابل چشم‌پوشی است. همچنین شاعر درباره‌ی علاقه و عشق واقعی صحبت می‌کند که به صورت طبیعی و از ازل در دل انسان‌ها وجود دارد و به فیض و خوشبختی بی‌پایان می‌رسد. میخانه به عنوان نمادی از عشق و وفا معرفی می‌شود که در آن دل‌های سوخته می‌توانند آرامش پیدا کنند.