شمارهٔ ۷۳۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
گنجی است عشق کز وی صد جان هلاک گردد
صد دل خراب گردد صد سینه چاک گردد
صافی دلان کدورت بر دل ز کس ندارند
باشد که مدعی را آیینه پاک گردد
هر کسکه دیده باشد چون عشق رستخیزی
از فتنه قیامت کی هولناک گردد
در کوی آن پریوش صد سر ببرگ کاهی
دیوانه است کآنجا بی ترس و باک گردد
پیش سگانش افکن اهلی دلت که از وی
فیضی رسد بغیری به زانکه خاک گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره قدرت و تاثیر عشق بر جان و دل انسانهاست. شاعر میگوید که عشق میتواند جانها را هلاک کند و دلها را خراب کند. دلهای صاف و پاک با کدورت کسی آلوده نمیشوند و عشق میتواند آیینهای برای شناخت حقیقت باشد. اگر کسی عشق را چشیده باشد، از ترس قیامت نیز هراسی نخواهد داشت. در کوی محبوب، بیخواFear و با شجاعت زندگی میکند. در نهایت، شاعر میگوید که باید دلهای خود را مانند احشام به عشق بسپاریم، زیرا از آن عشق فیضی میرسد که بیشتر از آن نمیتوان به خاک سپرد.