نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای بچشم جان من حسن تو شورانگیزتر

آفتابت در دل پر آتش ما تیزتر

شد بهار عمرم از پیری خزان در عشق تو

همچنان بینم پر از شاخ گل نو خیزتر

عالمی کشتی و خواهی زارتر کشتن مرا

زانکه می بینم ببخت خود ترا خونریزتر

هر کجا ای شاخ گل باشی ببویت پی برم

بسکه می یابم ز گل بوی تو مشک آمیزتر

هر کرا در دوزخ هجران چو اهلی سوختی

خاک او شد از نسیم خلد عنبر بیزتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از عشق و درد جدایی صحبت می‌کند. شاعر از زیبایی چشم یار و تأثیر آن بر دل عاشق می‌گوید و همچنین به اهمیت پاس داشتن دل اشاره می‌کند. او از ساقی می‌خواهد که با جرعه‌ای از شراب، غبار فاصله را از میانشان برطرف کند. شاعر به دوستی و زندگی با مردم تأکید می‌کند و می‌گوید که گوشه‌گیری و بی‌تحرکی نشانه‌ای از عدم کارایی در زندگی است.