شمارهٔ ۸۸۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کوی او خواهی دلا محنت کش اغیار باش
دم مزن خاموش همچون صورت دیوار باش
امشبم خواب اجل خواهد ربود ای دل ولی
شایدم آن مه بپرسد دیده گو بیدار باش
لاف عشقت میزند هر بی خبر ای مهربان
یک دو روزی از برای امتحان خونخوار باش
گفتگوی مردمت غافل نگرداند ز یار
از برون باغیر گوی و از درون با یار باش
تا نرانندت دگر اهلی ز کوی آن طبیب
نیست درمانی دگر افتاده و بیمار باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان امید و خوشبختی در روزهای تاریک و غمناک میپردازد. شاعر به ما یادآوری میکند که این شبهای غمگین نیز به پایان خواهد رسید و صبحی امیدبخش خواهد آمد. وی تأکید میکند که با وجود دشواریها و خفگیهای دنیا، باید با همه خوش بود و از زخمهای دل نهراسید. شاعر به صبح سعادت اشاره میکند که همچنان روشناییبخش است و در نهایت، به همگان توصیه میکند که با دیگران و خودشان در این زندگی خوش باشند.