نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ایدل ز خود بمیر که گردی خلاص از آنک

تا زنده یی مقید ایندام مانده‌ای

تو شاهباز قدسی و تن سنگ پای تست

بگسل ازو وگرنه بنا کام مانده‌ای

دامیست زندگی و بزندان روزگار

تا کی مقید از پی این دام مانده‌ای

مهمانسراست عالم و مهمان سه روزه است

شرمت نمیشود که بس ایام مانده‌ای

آخر ز شام تا به کیی منتظر بصبح

در صبح باز منتظر شام مانده‌ای

سیر از جهان نیی اگرت میل بر بقاست

خامی هنوز و در طمع خام مانده‌ای

دورست از تو صحبت روحانیان انس

تا وحشیان خاک از آن دام مانده‌ای

از سر حسن شاهد گل بوی غافلی

مستغرق جمال گل اندام مانده‌ای

گور زمانه رام تو گر شد ز ره مرو

ناگه اسیر گور چو بهرام مانده‌ای

گیرم شدی ز بخت سلیمان روزگار

آخر نه در میان دد و دام مانده‌ای

کامل اگر شوی بهمه علم عاقبت

در نکته یی زبون بسر انجام مانده‌ای

ور هم نبی شوی و ولی وقت مشکلات

موقوف وحی در ره الهام مانده‌ای

باری نظر بعلم حقیقت نمیکنی

با صد هزار علم چنین عام مانده‌ای

آخر چو نیک و بد نه بفرمان خود کنی

ببر چه در میانه تو بد نام مانده‌ای

ای نفس شوخ چشم ز شرب مدام خویش

خونی درون شیشه چو بادام مانده‌ای

کی لب بذکر دوست گشایی چنین که تو

مستی مدام و لب بلب جام مانده‌ای

گر بت پرست گمشده ره در خطا بود

تو در خطا ببلده اسلام مانده‌ای

تا از طمع متابع ارباب صورتی

سر بر زمین بسجده اصنام مانده‌ای

آدم نیی وگرنه ز انعام روزگار

تا کی اسیر از پی انعام مانده‌ای

اهلی بیا و بر سر جان زن قدم که تو

تا منزل مراد بیک گام مانده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد زندگی دنیوی و تأکید بر اهمیت رهایی از قید و بندهای مادی پرداخته است. شاعر از انسان می‌خواهد که از زندگی دنیوی که او را محدود و شامل دام‌های مختلف کرده است، جدا شود. او به ویژگی‌های بلند و روحانی انسان اشاره می‌کند و می‌گوید که تا زمانی که به این قیدها وابسته است، نمی‌تواند به کمال برسد. شاعر زندگی را به مهمانسری تشبیه می‌کند که موقتی است و از فرد می‌خواهد که به دنبال حقیقت و معنای عمیق‌تر زندگی باشد و نه تنها در پی لذت‌های زودگذر دنیایی. او به درجا نزدن و نداشتن انگیزه حقیقی در زندگی انتقاد می‌کند و از انسان می‌خواهد که به سمت کمال و رهایی گام بردارد. در پایان، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که می‌توان با یک گام به مراد و هدف اصلی زندگی دست یافت، اگر اراده و تلاش لازم وجود داشته باشد.