شمارهٔ ۲۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کسی نزاری مجنون کجاست در عالم
به زور نیز چو فرهاد مرد کاری نیست
ببین که هر دو چه دیدند پس مراد ز دوست
بطالع است سعادت به زور و زاری نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عشق و آرزوها پرداخته و به دنبال پاسخ به این سؤال است که وضعیت عشق و جنون در دنیا چگونه است. شاعر به نام فرهاد اشاره میکند و میگوید که با وجود تلاشهای بسیار و زحمتها، در نهایت سعادت و خوشبختی به زور و زاری به دست نمیآید و به سرنوشت وابسته است. به طور کلی، شعر به ناکافی بودن تنها تلاش برای رسیدن به عشق و خوشبختی اشاره دارد و اهمیت تقدیر را در این راه یادآوری میکند.