نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بدو نیک و شاه و گدای و ملک

همه بندگانند بیگانه کیست

یکی را جهان میدهی سر بسر

یکی را جوی نیست چندانکه زیست

یک قاف تا قاف خوان می کشد

یکی بهر یک لقمه نان خون گریست

چو قسمت بوفق عدالت بود

نمیدانم افراط و تفریط چیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره نابرابری‌های اجتماعی و سرنوشت انسان‌هاست. شاعر بیان می‌کند که همه انسان‌ها، چه نیکوکار چه پادشاه و چه گدا، در نهایت بندگان روزگار هستند و هیچ‌کس بیگانه نیست. برخی به اندازه‌ای از نعمت برخوردارند که زندگی‌های راحتی دارند، در حالی که عده‌ای برای تأمین لقمه‌ای نان رنج می‌کشند. شاعر در نهایت تأکید می‌کند که این مسایل ناشی از عدل و قسمت است و نمی‌داند افراط و تفریط به چه معناست.