شمارهٔ ۵۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ایکه گویی که بحسن سخن من اهلی
اضطرابی ننمود و لب تحسین نگشود
بخدایی که مرا گنج معانی داده ست
که بسرمایه کس همت من نیست حسود
لیکنم دیده و دل جان سخن می طلبد
چکنم صورت بیجان دلم از کف نربود
گر تو نقشی بنمایی که دل از کف ببرد
کافرم گر نکنم پیش تو صد بار سجود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به بیان احساسات خود میپردازد. او میگوید که وقتی سخنانش مورد توجه و تحسین واقع نمیشود، دچار اضطراب نمیشود، زیرا خداوند به او توانایی بیان معانی عمیق را داده است. او از کسانی که حسد میورزند، نمیترسد و تنها دل و دیدهاش به دنبال سخن حقیقی است. همچنین ابراز میکند که اگر محبوبش تصویر زیبایی از خود به او نشان دهد، حاضراست بارها مقابل او سجده کند، حتی اگر به کفر تعبیر شود. به طور کلی، این اشعار نشاندهنده عشق و تعهد عمیق او به محبوبش است.