نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی که سر بدر آرد ز روزن هستی

نگاه کن بدو نیکش که هر دو موجودست

گر آفتاب سعات برو نظر نظر دارد

همیشه همدم اقبال و بخت مسعودست

وگر ز پرتو خورشید بخت شد محروم

چو سایه تا بابد تیره روز و مردودست

مکوش بیهده راضی بقسمت خود باش

که قسمت ازلی هر چه شد همان بودست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به این موضوع می‌پردازد که انسان‌ها باید نگاهی مثبت به خود و سرنوشتشان داشته باشند. اگر فردی از نور و برکت زندگی بهره‌مند باشد، با خوشبختی و موفقیت همراه خواهد بود. اما اگر از این نور و ثروت محروم شود، زندگی او تیره و ناامیدکننده خواهد بود. شاعر توصیه می‌کند که انسان‌ها تلاش نکنند که خود را به زحمت بیندازند و باید به سرنوشت و قسمت خود راضی باشند، زیرا آنچه برایشان مقدر شده، همان خواهد بود که باید باشد.