نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا زمانه بسوزد بداغ غم تا چند

که چشم روشنم از دود داغ تاریک است

چراغ آه تو اهلی جهان کند روشن

ولی چه سود که پای چراغ تاریک است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و غم‌هایش می‌گوید و ابراز می‌کند که زمانه‌اش او را به سوزانده و چشمش به دلیل این اندوه، دیده‌ای تاریک و غمگین دارد. او اشاره می‌کند که آتش اشک و آه او می‌تواند جهانی را روشن کند، اما از آنجا که خود او در تاریکی به سر می‌برد، این روشنی فایده‌ای ندارد.