بخش ۱۰ - سبب نظم کتاب اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / سحر حلال / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
بخش 1
ساقی از آن مشربه یاقوت ده
قوتم از مرتبه یاقوت ده
یا رهد این دل تن وی از سراب
یا رود از مستی می بر سر آب
یکشب از آنجا که در انجام حال
شد ره بیگانه در آنجا محال
دل که در آن دجله خون آشناست
گفتمش اینواقعه چون آشناست
خدمت خلق از ره خر بندگیست
خاطر آزاد تو در بند کیست
خیز و رخ از ظلمت غفلت بتاب
رشته جهد از پی طاعت بتاب
نیست ره از هیأت و حکمت بدوست
از در دلها ره قربت بدوست
کار نه نحوست درین کو نه صرف
عمر تو تا کی شود این گونه صرف
هر که حقش نامده راضی ز حال
یافته کم معنی ماضی ز حال
رایحه همدم شده با گل وزان
شد هم دم با گل و سنبل وزان
عاصفه چون بیهده گرد آمده
حاصل کارش همه گرد آمده
هر که در افسانه و افسون گریست
بس که بر افسانه و افسون گریست
گم مشو اندر پی نالان درای
مرد شو اندر صف مردان درآی
پا مکش از شه ره تحقیق باز
تا کند این در بتو توفیق باز
خیز و در آسایش اصحاب کوش
تا کند اخبار تو احباب کوش
نکته سر رشته نظم آوران
در کن و در رشته نظم آور آن
بخش 19
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد تا از مشروب یاقوتی او را سیراب کند و از مرتبهای بالا به او نیرو بخشد. او به چالشهای دل و زندگی اشاره میکند و میگوید که رهایی دل در بندگی انسانهاست. درخواست میکند که از جهل و غفلت بیرون بیاید و در جستجوی حقیقت و قرب به خداوند باشد. شاعر بر اهمیت حرکت به سوی آزادی و روشنایی تأکید دارد و میخواند تا از توهمات و افسانههای بیهوده دوری گزینند و در راه حقیقت و مردانگی قدم بردارند. پیام کلی این شعر، دعوت به بیداری، تحقیق و پاسخگویی به نداهای درونی است.