بخش ۱۱ - نکته در بیان وحی و الهام اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / سحر حلال / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
بخش 1
ساقی از اغیار در امشب ببند
رخنه آزار در امشب ببند
امشب از آن ساغر می مایه بخش
کش برد از تو دل بیمایه بخش
سر حق از محفل مستان طلب
نزدل شیخ از دل دست آن طلب
صد محلش پرده وز آن صد محال
جز نبی آنجا ره کس خود محال
حق پی آن پرده بر آن رخ نکرد
دیده الهام در آن رخنه کرد
دیدن پیغمبر ازین دیده است
ز آینه آن آینه بین دیده است
گر تو ز الهام در آن جانبی
محرم رازست در آنجا نبی
صاحب وحیش در پیغام باز
میدهد از وی خبر الهام باز
هر چه از آن پرتو اشعار یافت
عکسی از الهام در اشعار یافت
مه نبی و کوکب دیدن اهل بیت
سایه روحی نبی این اهل بیت
بخش 13
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که از آزار دیگران (اغیار) در این شب جلوگیری کند و دلش را به ساغر زیبایی و عشق پر کند. او به جستجوی حقیقت در محفل مستان است و میخواهد که به مقام شیخ و معرفت حقیقی دست یابد. شاعر به معانی عمیق و الهامهای خاص اشاره میکند که تنها برای پیامبران و انسانهای خاص قابل درک است. در انتها، اشارهای به نور و پرتو اشعار دارد که همچون آینهای، به معرفت و حقیقت الهی مرتبط است و اهل بیت را به عنوان سایهای از روح نبی معرفی میکند.