شمارهٔ ۱۰۸ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
از همه عالم خریدار توام
باورم کن عاشق زار توام
پای بر کار دل من مینهی
گرچه میدانی که بر کار توام
چند گوئی دامنم خواهی گرفت
پس بگیرم عاشق زار توام
دوش در هنگامهی زلفت شکافت
جیب دعوی چشم طرار توام
طیلسان خواجگی بر هم درید
بر میان عشق زنار توام
گر ندارم کیسه بیع و شری
خاکروب گرد بازار توام
ای به خاک افکنده آزرمی بدار
نیست باری، ترک آزار توام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق شاعر نسبت به عشق و وفا است. شاعر از بیوفایی معشوق شکایت میکند و اینکه در او نشانی از وفاداری نمیبیند. احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق در کلام شاعر موج میزند و او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند، اما به ناامیدی و غم از عدم پاسخ و توجه او میپردازد. در نهایت، شاعر بیان میکند که هرچند زیبایی معشوق را ستایش میکند، همچنان در جستجوی نشانههایی از اوست که نمیتواند بیابد.