شمارهٔ ۱۰۷ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
باز در دست چرخ بد سازم
پایمال جهان طنازم
هجر، بر دوخت دیدهی طربم
عشق بدرید پردهی رازم
نیست پای گریز، میباشم
نیست دست ستیز، میسازم
گر بر آرم به زار ناله دمی
چرخ شوری کند برآوازم
دهر پر فتنه انس میجویم
راه پر حادثه است، میتازم
بیم جان است سست میکوشم
دست خون است و ید همیبازم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و شدید گوینده به معشوق است. او خود را خریدار عشق و محبت معشوق میداند و از عمق احساسش میگوید که حتی با وجود مشکلات و جداییها، هنوز به عشق ورزیدن ادامه میدهد. گوینده به ارزش و زیبایی معشوق اشاره کرده و میگوید که حتی اگر چیزهای مادی نداشته باشد، باز هم خود را بنده و خدمتگزار عشق معشوق میداند. او همچنین از آزارهای ناشی از این عشق میگوید و از معشوق میخواهد که بر او رحم کند. در مجموع، شعر توصیف کننده یک عشق پیچیده و پراحساس است.