شمارهٔ ۱۱۷ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بی تو با یک دل، غم دل ماندهام
دست بر سر، پای در گل ماندهام
هر کسی را، یادلی یا دلبریست
من چرا، بیدلبر و دل ماندهام
دست گیریدم، که سخت افتادهام
چاره سازیدم، که مشکل ماندهام
یار با هر ناقصی شاد است و بس
من به غمخواری چو کامل ماندهام
صد دعا، در سینه دارد آن مگیر
من بدین یک نفس حاصل ماندهام
دخل و خرجی نیست بس وافر که من
در غم باقی و فاضل ماندهام
چون کنم آسان گذارم چون اثیر
تا در این ده روزه منزل ماندهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر بیان میکند که با وجود عشق محبوبش، احساس خاری و رنج نمیکند. او به عشق و وابستگیاش اشاره میکند و میگوید که دوری از محبوبش باعث مرگ دلش میشود. شاعر به تمام سختیهایی که برای عشق محبوبش متحمل میشود، اشاره کرده و تأکید میکند که هیچ عذری برای ناله و گریهاش ندارد. او خود را در کشمکش میان عشق و خاری میبیند و به این نکته اشاره میکند که با تمام این حسها، همچنان به عشق خود پایبند است و از آن دست بر نمیدارد. در نهایت، شاعر میگوید که حتی اگر دیگران فکر کنند که این عشق بیارزش است، او همچنان به احساساتش متعهد است.