نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۰ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از نو، رقمی بر دل درویش کشیدم

خط، بر خرد عافیت‌اندیش کشیدم

سودای تو ناخوانده درآمد ز در جان

در خانه دلی بود مرا، پیش کشیدم

تا راز تو در سرخی رخساره بپوشم

بس خون که به چشم از جگر ریش کشیدم

دیدم که همه بی‌رقم درد تو صفرند

من هم رقم درد تو بر خویش کشیدم

صد بار، ز بیداد تو رختی که ندارم

از عالم هستی به عدم پیش کشیدم

با محرم و نااهل چو نحل از قِبَلِ تو

هم نوش فدا کردم و هم نیش کشیدم

از غایت جور تو، اثیرا سخنی ماند

آن نیز به پیش تو جفاکیش کشیدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و آرزوی وصل به معشوق سخن می‌گوید. او می‌خواهد داستان عشقش را بگوید و برای شنیدن آن، صبر و گوش توجه دارد. شاعر به دنبال راهی است تا از بندگی رهایی یابد و بتواند درد وجدانش را به دیگران منتقل کند. او همچنین تمایل دارد که با وعده‌های معشوق، دلش را امیدوار کند، حتی اگر آن وعده‌ها به‌ظاهر خلاف واقع باشند. در پایان، شاعر از معشوق می‌خواهد که زبانش را شیرین کند تا نام او همیشه بر زبانش جاری باشد.