نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کو محرمی که قصه‌ی تو در میان نهم

گوش سخن بگیرم و در یک کران نهم

صد به نیوش وصل به یک رمز سر به مُهر

از دست دل، برآرم و در دست جان نهم

یک ره، اجازت کرمم ده ز بندگی

تا محنتی ز صحبت او بر کسان نهم

خوش کن بوعده‌ای، دل من، گو خلاف باش

تا چشم انتظار، به عمری در آن نهم

دست خوش توام به زبان خوشم بدار

تا من به لطف، نام تو اندر زبان نهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر از درد و غم ناشی از دوری معشوق سخن می‌گوید. او به یار خود اشاره می‌کند که چگونه زیبایی‌اش موجب روشنایی و خوشی زندگی‌اش می‌شود و در عین حال، احساس خستگی و روزهای تلخ ناشی از جدایی را بیان می‌کند. شاعر خود را محرم رازهای عشق می‌داند و از قدرت چشم‌هایش برای سوختن عشق و زیبایی یاد می‌کند. در نهایت، او به لزوم شاد زیستن در لحظات خوب و درک رازهایی که در روزهای سخت نهفته است، اشاره دارد.