نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۳ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

از رهی روی بگردان و برو

دامن مهر برافشان و برو

مکن آن عشق، ز سر تازه بپای

مبر آن عهد به پایان و برو

که تو را گفت که سرگردان باد

کز فلان روی بگردان و برو؟

سر بزن خسته‌دلان را مگذار

هم چنین بی‌سروسامان و برو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عواطف عمیقش نسبت به محبوب سخن می‌گوید. او به قدرت و جذبه محبوبش اشاره می‌کند که می‌تواند شیران را شکست دهد. شاعر همچنین به احساس آسیب‌پذیری و وابستگی‌اش به محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که عشقشان به یکدیگر به ثبات و استواری نیاز دارد. در پایان، شاعر بر بزرگی کار عشق تأکید می‌کند و اشاره می‌کند که این عشق به عقل و فهم عمیق نیاز دارد.