شمارهٔ ۱۴۵ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز دل را تازه شد درد کهن با یار نو
بوالعجب شکلیست این درد کهن دلدار نو
گنبد نیلوفری ما را به تو خاری نهاد
ای گل دلها فدای ضربت این خار نو
کار نو در پیش میباید گرفتن بعد از این
باز نو گردی بتا باید گرفتن کار نو
گرچه دل بس نازنین و ناز تو بس دلکشست
دیر باید تا برآید دل به طبع بار نو
از تجملها همین دل کهنه داری ای اثیر
کم ز تو قیر مطّر آبی در این بازار نو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و نشاندهنده عشق و اشتیاق شاعر به اوست. شاعر در توصیف معشوق میگوید که اوست که میتواند از آسمان پایین بیفتد و دلها را محنتزده کند. گیسوان معشوق، مأوای دل عاشق هستند و شاعر برای دیدن او آماده است تا جان خود را قربانی کند. عشق در این شعر به شکل زیبایی توصیف شده که به نوعی وسوسهکننده و در عین حال دردآور است. در نهایت، شاعر از زیبایی چشمنواز معشوق و تأثیر شگرف آن بر دل دیگران سخن میگوید.