نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

وصل شک نیست که در می‌باید

وز میان هجر بدر می‌باید

نظر ناگذرانست به دوست

لیک از بخت نظر می‌باید

خدمتی جان برِ او بردم گفت

به از این نقد دگر می‌باید

اگر از وصل سخن میگویی

سخن اینست که زر می‌باید

دل مرا بر سر این گفت مترس

پایمزدت منم ار می‌باید

بس به رونق سر و کاری‌ست اثیر

طنز ناساز تو در می‌باید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و نیاز به وصال معشوق است. شاعر بیان می‌کند که وصل و دیدار معشوق ضروری است و او برای این دیدار تلاش می‌کند. او به اهمیت نوشیدن و برخورداری از لحظات شیرین عشق اشاره می‌کند و همچنین به این نکته می‌پردازد که برای عشق واقعی باید چیزهای ارزشمندی را تقدیم کرد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که عشق نیازمند تلاش و فداکاری است و بدون آن، هرگز به حقیقت نخواهد رسید.