نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

یک‌ دمت خود غم دلم دارد

گرچه دل غم به غم نینگارد

می‌نیارد، خجند با غم تو

من کی‌ام؟ چرخ هم نمی‌یارد

قد من خم نهد سر زلفت

اگر او اوست حد آن دارد

هر تُنک می ز صاف نگریزد

مرد باید که درد بگسارد

تا نگردد اثیر تر دامن

گرد طوفان فتنه می‌بارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از احساس غم و دل شکستگی سخن می‌گوید. گویا شاعر با وجود درد و غم در دل، نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. او به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که این زیبایی حتی بر چرخ فلک نیز تاثیرگذار است. همچنین، شاعر به این نکته می‌پردازد که انسان باید دردها را تحمل کند و در برابر مشکلات ایستادگی کند تا به آینده‌ای روشن‌تر برسد. در نهایت، اشاره‌ای به آثار طوفان‌ها و فتنه‌ها می‌شود که انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.