شمارهٔ ۷۴ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
تهمت اشکم چو پیدا میشود
عشق رخ پوشیده رسوا میشود
زودش اندر خاک پنهان میکند
آن نشان بر هرکه پیدا میشود
هر شب از بس دُر که بارد چشم من
دامن آفاق دریا میشود
گه گهی صبرم بدادی یاوری
آه که اکنون رشته یکتا میشود
دوستدار زلف او گشتم چنان
موی بر تن دشمن ما میشود
عشق ما در پرده کی ماند نهان؟
تا کجا او شد، دل آنجا میشود
یار میگوید ندیدم خوی تو
بیجهان از موج دریا میشود
گو تو کار خویش کن اینک اثیر
این ز ما از کیسه ما میشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و تأثیرات آن بر احساسات و زندگی انسان صحبت میکند. شاعر به وضوح بیان میکند که وقتی عشق نمایان میشود، بسیاری از رازها و احساسات پنهانی نیز روشن میشوند. او اشاره میکند که عشق نمیتواند برای همیشه مخفی بماند و در نهایت، آثار و نشانههای آن بر دیگران آشکار میشود. از طرفی، شاعر از درد و رنج ناشی از عشق سخن میگوید و نحوه تأثیر آن بر روح و جسم خود را توصیف میکند. عشق، به معنای یک نیروی قدرتمند، همواره در زندگی افراد نقش بسزایی دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت.