نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هر آنکس را که دلداری چو آن سرو سهی باشد

نه پندارم که جانش را ز تیمار آگهی باشد

رهین منتش هستند در هر گوشه‌ای صد دل

و گر نزدیک‌تر خواهی یکی ز ایشان رهی باشد

خوش افتاده‌ست با بیماری عشقم چو چشم او

مباد آن‌ دم کزین بیماری‌ام روزِ بهی باشد

سزد گر ماهِ نو سازد رکاب از آسمان مرکب

هر آن دل‌ را که با سوداش کامی همرهی باشد

سخن کوته ندانم کرد، در هنگامه‌ی مهرش

کسی کز وی سخن گوید، چه جای کوتهی باشد

دماغی پر سمر دارم، از آن کهترنوازی‌ها

بگویم با تو، چون مجلس ز نااهلان تهی باشد

شبی در خدمتش بر آسمان، خواهم زدن خیمه

چو جام پرده در جفت سماع خرگهی باشد

اثیرا چون فلک گردت به اسم بندگی تمکین

اگر تمکین کنی دور فلک را، ابلهی باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و دلنشینی عاشقانه اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که کسی که محبوبش همچون سروی بلند و زیباست، همواره محبوب او را به بیم و امید وا می‌دارد. دل‌ها در گوشه و کنار تحت تأثیر عشق او قرار دارند و هر کس که به او نزدیک‌تر شود، احساس نزدیکی بیشتری خواهد کرد. شاعر همچنین از بیماری عشق خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که این عشق به او خوشی و درد به همراه می‌آورد. او در نهایت به خاطر زیبایی و عشق، حاضر است هر چیز را فدای محبوب خود کند و از عشقش در آسمان و زمین یاد می‌کند.