شمارهٔ ۸۰ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
نه روی تو، گر خاک کوی تو بیند
نبیند صبا رنگ گل با رخ تو
وگر نیز بیند، به روی تو بیند
سمنزار جان چون سحر خوش بخندد
چو خورشید گلرنگ خوی تو بیند
دل و دیده را دایم این کار باشد
که سوی تو پوید به سوی تو بیند
مبیناد رویت اثیر ار نه چشمش
دو عالم به یک تار موی تو بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساس عمیق عشق و زیبایی را به تصویر میکشد. شاعر بر این باور است که جهان و تمام زیباییهایش به خاطر دیدن روی محبوبش جان میدهد. حتی طبیعت و گلها نیز هنگامی که زیبایی محبوب را میبینند، شاداب و خندان میشوند. دل و چشم انسان همواره به سوی زیبایی او خیره هستند. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی نتواند زیبایی محبوب را ببیند، هیچ چیز در دنیا برای او جذابیت ندارد و تمام عالم فقط به یک تار موی او میارزد.