نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مشتری غاشیه‌ی مهر تو بر دوش کشد

آسمان حلقه‌ی پیمان تو در کوش کشد

اثر لطف صدای سخنت در دل کوه

سنگ را داغ بیان از پی مفروش کشد

ماتم خصم تو را غاشیه‌ی شقه‌ی ابر

مهر زرین کُلَه اندر شب شبپوش کشد

عقل شاگردی رای تو کند ورنه قضاش

در شمار بدل کار فراموش کشد

ماه بر مذهب توقیع تو از خط کلف

برقع غالیه بر سیم بُناگوش کشد

خصم گوید من و پس چون همه‌ی بیخردان

دوش حمال کند تا سر مدهوش کشد

صعوه باز خرکی نیست که با وزن دودانگ

لاف مرغی زند و بازی بر موش کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیفی زیبا از قدرت و تاثیر مهر و محبت است. شاعر به تصویر می‌کشد که مهر و محبت مانند یک بار بر دوش مشتری است و آسمان نیز پیوندی با این محبت دارد. صدای دلنشین و لطیف می‌تواند حتی دل سنگ‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. خصم و دشمن، در ناکامی خود، متحمل غم و اندوه می‌شود و برکت و زیبایی عشق می‌تواند در شب‌های تار نیز درخشان باشد. عقل انسانی در مواجهه با عشق، گاهی تن به خضوع می‌دهد. در نهایت، شاعر به انتقاد از کسانی می‌پردازد که به بی‌خردی رفتار می‌کنند و از محبت غافل‌اند. به طور کلی، این شعر به زیبایی و قدرت عشق و تعلقات انسانی می‌پردازد.