شمارهٔ ۹۲ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
آن زلف مشوش بین در عنبر و بان منگر
و آن قامت دلکش بین در سرو روان منگر
بالعل لبش خطی در نام بدخشان کش
آسایش جانداری ز آسایش جان منگر
گوید که جهان و جان تاخیر مکن گو، هان
کان جان و جهان آمد در جان جهان منگر
با شخص فنا دشمن بر راه سران منشین
با دیدهی نامحرم در روی بتان منگر
او معنی دل دارد تو صورت و تن بینی
با چشم چنین هی هی در یار چنان منگر
پیش از تو اثیر از ری بیزار شود لیکن
در سوز دلش میبین در قول زبان منگر
گر صاحب تمکینی در حضرت عشق تو
چون همت خسرو کی در کون و مکان منگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توضیحاتی درباره عشق و زیبایی دارد. شاعر به کسی میگوید که به زلف و قامت زیبای معشوق ننگرد، بلکه باید به عمق و معنای عشق توجه کند. او بر این باور است که زیبایی ظاهری فریبنده است و انسان باید به روح و جان دیگری توجه کند، نه فقط به ظاهر. شاعر همچنین میگوید که زیبایی واقعی در دل و احساسها نهفته است و اشاره میکند که باید از نگاههای سطحی و غیرصادقانه پرهیز کرد. در نهایت، او بر اهمیت روح عشق و ارتباط عمیق انسانی تأکید میکند تا از محبت واقعی و عمیق در زندگی بهرهمند شویم.