شمارهٔ ۹۳ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا فتراک آن جان و جهان گیر
وگرنه ترک من گو دست جان گیر
مرا در مملکت جاییست صافی
بر او سودی نمیگیرم زیان گیر
برآوردم به ننگ از عشق نامی
به هر نامم که خواهی در زبان گیر
مرا گویی جهانی خصم داری
بشو در خون خود جان جهان گیر
سبکپائی نه از فتوای عشق است
تو خود بر من اجل را سرگران گیر
خوشم صبریست یعنی در کمینم
به قوت دست و بازوی کمان گیر
بدین لشکر تو با اوکی برآیی
برو درگاه سلطان ارسلان گیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و دلبستگی خود اشاره میکند و تأکید میکند که اگرچه ممکن است سختیهای زیادی وجود داشته باشد، اما او هنوز هم به عشق و تلاش برای دستیابی به آن ادامه میدهد. او از دنیای بیرونی و خصومتهایی که ممکن است با آن مواجه شود، میگوید و در عین حال به اهمیت صبر و استقامت در این مسیر اشاره میکند. شاعرمعتقد است که عشق نباید به عنوان یک فتوای سبکبار دیده شود و به جای آن باید به عنوان یک هدف جدی و ارزشمند در نظر گرفته شود. در نهایت، او به دلیری دعوت میکند تا با قدرت و پشتکار به دنبال محبوبش برود.