شمارهٔ ۱۶ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای وزیری که گوش هوش تو را
از پس پرده ی قضا خبر است
دیده ی فطنت تو می بیند
هرچه ایام را به پرده در است
پرده های رواق کردونت
شده محرم چو پرده های دراست
غیب همخوابه فراست توست
گرچه خاتون پرده ی قدر است
خوش نوائی است صیت تو لیکن
زخمه اکنون ز پرده دگراست
پرده از روی کار باز مگیر
که در او چشم خورده ی دگراست
کنه پرده دار بی معنی است
که بر این پرده طعنه را گذر است
نقش آن خام قلتپان دیدن
دیده را همچو پرده بصر است
پرده نام و ننگ من بدرید
نیست این پرده دار، پرده دراست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وزیر اشاره دارد که آگاهی و بصیرت او از وقایع پنهان اطرافش است. او میتواند واقعیتها را فراتر از ظاهر ببیند و به عمق مسائل پی ببرد. اما او را از این میترساند که پردهها و موانع ممکن است او را از حقیقت دور کنند. شاعر به اهمیت هوشیاری در درک واقعیات میپردازد و هشدار میدهد که نباید اجازه داد که غفلت یا نادانی مانع از دیدن حقایق شود. در نهایت، شاعر نشان میدهد که شناخت عمیق، فراتر از نام و ننگ، اصل و حقیقت را در زندگی نمایان میسازد.