نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ - لغز- چیستان اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چیست آن معشوقه ای کاو نه زخاص است و نه عام

با حریفان سر بسر یکسان بود در ابتسام

گاه باشد چشم او در جامه های شعر زرد

گاه باشد فرش او بر فرشهای سیم خام

گاه در تیمار یاران گاه در تیمار خود

خوش همی خندد مقیم و زار می گرید مدام

در پناه وصل او یک رنگ باشد روز و شب

با جمال روی او یکسان نماید صبح و شام

هر کجا دیدار او باشد خجل باشد ضیا

هر کجا رخسار او باشد نهان گردد ظلام

هست او را سوختن در مذهب صوفی هلال

نیست او را کشتن اندر ملت تازی حرام

در فنون انتفاع و در صنوف فایده

ابتر او چون صحیح و ناقص او چون تمام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر درباره معشوقه‌ای سخن می‌گوید که نه مخصوص افراد خاص است و نه عموم، و با همه یکسان است. معشوق گاهی در شعرها جلوه می‌کند و گاهی با دیگران همدم می‌شود. او در حالتی شاد و خندان زندگی می‌کند و در عین حال همیشه گوشه‌ای از دلش غمگین است. روز و شب در سایه وصالش یکسان می‌گذرد و زیبایی‌اش باعث می‌شود که نور در حضورش خجل شده و ظلمت پنهان شود. معشوق در عرفان صوفیان مانند هلال در حال سوختن است و در دین دیگران نمی‌توان کشتن او را مجاز دانست. او در همه فنون و انواع سودمندی‌ها همواره به شکل کامل و ناقص حاضر است.