نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ اثیر اخسیکتی

اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شها چو حلقه بگوش ستانه تو شدم

روا مدار که چون حلقه از برون درم

به نیم چشم نهانک چو دزد در جلاد

ز دور در رخ دربان شاه می نگرم

در این میانه فرو مانده ام که چون اورا

بیک اشارت از این گفت و گوی بازخرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حالتی از عشق و اشتیاق شاعر به معشوق می‌پردازد. شاعر خود را مانند حلقه‌ای در گوش معشوق می‌بیند و از او می‌خواهد که او را فراموش نکند. او همچنان با نگاه دزدکی به چهره ی دربان شاه (که احتمالاً نماد معشوق است) می‌نگرد و در این حالت گیجی و سردرگمی، به دنبال یک نشانه یا اشارت است تا از این وضعیت خارج شود.