نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ عمعق بخاری

عمعق بخاری / مقطعات و اشعار پراکنده / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر نیستی درون دلم آتش فراق

کم هر زمان بسوزد از و استخوان و پوست

چندان بگریمی، که مرا آب چشم من

برداردی روان و ببردی به کوی دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از حس شدید فراق و عاشقانه خود صحبت می‌کند. او بیان می‌کند که اگر معشوقش در دل او نباشد، آتش اشتیاق و درد فراق او را می‌سوزاند. او از شدت گریه و درد، چنان اشک می‌ریزد که به سمت معشوق خود روانه می‌شود. در واقع، این اشعار نشان‌دهنده‌ی عشق عمیق و آرزوی دیدار معشوق است.