مقطعات و اشعار پراکنده — دیوان اشعار عمعق بخاری
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۳ — آن نه زلفست آنکه او برعارض رخشان نهاد
- شمارهٔ ۴ — بویی که از بهار نسیم صبا برد
- شمارهٔ ۱ — هزاران قبّهٔ عالی ، کشیده سر به ابر اندر
- شمارهٔ ۲ — خشم تو آبست، اگر در آب موج آتشست
- شمارهٔ ۹ — کند گر تموّج هیولای اولی
- شمارهٔ ۷ — ای عارض تو چون گل و زلف تو چو سنبل
- شمارهٔ ۱۰ — بس که بخشد کف تو دُر و گهر
- شمارهٔ ۱۲ — گرفت آب کاشه ز سرمای سخت
- شمارهٔ ۱۱ — اندر زمانه جود تو تنگی رها نکرد
- شمارهٔ ۵ — گلهها دارم و نگویم از آنک
- شمارهٔ ۶ — روز رزم او چو رایتهای او صف برکشند
- شمارهٔ ۸ — با جام باده در وطن امروز برفروز
- شمارهٔ ۱۹ — هرگز نبود خار به شوری چو نمک
- شمارهٔ ۱۴ — به عمان قَدْرت فلک چون حباب
- شمارهٔ ۲۰ — سیرم از خوان سیهکاسه گردون، هرچند
- شمارهٔ ۱۶ — جهان چو چشم نگاران خرگهی گردد
- شمارهٔ ۱۳ — گر نیستی درون دلم آتش فراق
- شمارهٔ ۱۸ — ندانم چه بردی برین بازی نرد
- شمارهٔ ۱۷ — مردم چشمم چو مرکز، پلک چون برهون شود
- شمارهٔ ۱۵ — به بزم وصال تو هر جرعهای
- شمارهٔ ۲۴ — گویی که هست مردم چشمم چو آبخو
- شمارهٔ ۲۱ — سیمرغ وقت بود، ولیکن ز پنچ مرغ
- شمارهٔ ۲۲ — ازین سپس تو ببینی دوان دوان در دشت
- شمارهٔ ۲۶ — این سر و تاج غزان و آن کت مهراج هند
- شمارهٔ ۲۵ — همیشه بود نعمتت را خورنده
- شمارهٔ ۲۷ — غم تو خجسته بادا، که غمیست جاودانی
- شمارهٔ ۲۸ — چند پویی به گرد عالم چند؟
- شمارهٔ ۲۳ — هنگام آنکه گل دمد از خاک بوستان