عمعق بخاری
زاده ۴۴۰ – درگذشته ۵۴۲ هجری قمری، بخارا
زندگینامهٔ عمعق بخاری
امیرالشعرا شهابالدین عَمعَق بُخاری (زادهٔ ۴۴۰ هجری قمری در بخارا، درگذشتهٔ ۵۴۲ یا ۵۴۳ قمری) مُکَنی به ابوالنجیب و ملقب به شهاب الدین و امیرالشعراء، از شاعران پارسی گوی سدهٔ پنجم و ششم قمری در ماوراءالنهر است. او به درگاه پادشاهان آل افراسیاب تعلق داشت و چند تن از امیران آن را مدح کردهاست. اشعار وی آکنده از صنایع بدیعی است. او بخصوص در تشبیه چیرهدست است. عمعق عمری دراز (بیشتر از صد سال) یافت. انوری ابیوردی عمعق را در شعر اهل خراسان خود به عنوان استاد سخن یاد میکند و مصرعی از شعر او : «خاک خون آلود ای باد به اصفهان بر» را تضمین میکند. تخلص او را برخی «عمیق» و «عمیقی» گفتهاند، ولی گویا تخلصش در اصل «عقعق» (که نام مرغی است هشیار) بوده و بعدها توسط رونویسان به صورت عمعق (که ظاهراً کلمهای است بیمعنی) درآمده.
آثار عمعق بخاری
شعرهای عمعق بخاری
- شمارهٔ ۴ - قصیده ناتمام التزام مور و موی — اگر موری سخن گوید، و گر مویی روان دارد
- شمارهٔ ۲ - قصیده — عنان همت مخلوق اگر به دست قضاست
- شمارهٔ ۳ - در مدح شمس الملک — خوشا باد سحرگاهی، که بر گلشن گذر دارد
- شمارهٔ ۶ - در مدح نصر بن ابراهیم — سپیده دم، چو از گردون نهان شد گوهرین پیکر
- شمارهٔ ۷ - در مدح خاقان ملک خضر — نسیم زلف آن سیمین صنوبر
- شمارهٔ ۱ - در مدح شمسالملک نصر — نماز شام، چو پنهان شد آتش اندر آب
- شمارهٔ ۸ - در مدح نصیر الدوله ناصرالدین ابوالحسن نصر — خیز، ای بت بهشتی، آن جام می بیار
- شمارهٔ ۵ - در مدح نصیرالدوله نصر — الا یا مشعبد شمال معنبر
- شمارهٔ ۹ - قصیدهٔ ناتمام در مدح ملک تاج الملوک محمود — وقت گل سوری، خیز ای نگار
- شمارهٔ ۱۰ - در نکوهش اغل نام — ای آفتاب ملک، رهی خفته بود دوش
- شمارهٔ ۱۱ - تغزل — دوش آن صنم سنگدل سیم بنا گوش
- شمارهٔ ۱۶ - قصیده ناتمام در مدح الب ارسلان — به گردون برین بر شد، ز فخر این ملکت ایران
- شمارهٔ ۱۲ - در نکوهش اغل نام — دهانت، ای اغل، گنده ریش، گنده بغل
- شمارهٔ ۱۳ - در مدح شمس الملک — رسول بخت به من بنده دوش داد پیام
- شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابوالمظفر ابراهیم — مست و شادان در آمد از در تیم
- شمارهٔ ۱۵ - در مدح نصر — خیال آن صنم سرو قد سیم ذقن
- شمارهٔ ۱۸ - قصیده ناتمام در مدح شمس المک ناصر الدین نصر — ای نگار، از بس که اندر دلبری دستان کنی
- شمارهٔ ۱۷ - در مدح کمال الدین محمود — زهی دولت! زهی ملکت! زهی همت! زهی سلطان!
- شمارهٔ ۳ — تا دیده بر آن عارض گلگون افتاد
- شمارهٔ ۲ — ای شاه، بهار دشمنانت دی باد
- شمارهٔ ۶ — آن سبزه که از عارض او خاسته شد
- شمارهٔ ۴ — نه دل ز تمنای تو در برگنجد
- شمارهٔ ۵ — تا زلف تو کفر را خریداری کرد
- شمارهٔ ۱ — خواهم همه را کور ز عشق رویت