نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ عمعق بخاری

عمعق بخاری / مقطعات و اشعار پراکنده / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هنگام آنکه گل دمد از خاک بوستان

رفت آن گل شکفته و در خاک شد نهان

هنگام آنکه شاخ شجر نم کشد ز ابر

بی آب ماند نرگس آن تازه بوستان

با جام باده در وطن امروز برفروز

آن گوهری که هست مدد در صفای جان

قد بلند او به مَثَل مِثل نارون

رنگ عجیب او به صفت رنگ ناردان

بیگانه از ستاره ولیکن ستاره بار

بی بهره از عقیق ولیکن عقیق سان

رخشان‌تر است پیکرش از جنس آفتاب

پیچان‌تر است قالبش از شاخ خیزران

در گوش او ز گوهرِ چرخ است گوشوار

بر فرق او ز مشک سیاهست طیلسان

شنگرف را به گونه دلیل معین است

لیکن همی نماید زنگار ازو دخان

چون خاطر کریم صفا اندرو پدید

چون همت بلند جوادی درو عیان

چون بر زمین ز پیکر خود سایه افگند

سوی سپهر پشهٔ زرین شود روان

نقصان کجا رسد به طبایع ز روزگار؟

تا اوست بر سپاه طبایع خدایگان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تماشای زیبایی گل‌ها و طبیعت پرداخته و شکفتن و پژمردن آن‌ها را به شکل فوق‌العاده‌ای توصیف می‌کند. او زیبایی و شگفتی‌های طبیعت را با ویژگی‌های انسانی مقایسه می‌کند و به خصوص به زیبایی و درخشندگی یک شخصیت خاص اشاره می‌کند که به مثالی بلند از زیبایی و شکوه است. این فرد به ستاره‌ها و جواهراتی تشبیه می‌شود و زیبایی‌اش فراتر از همه‌ی چیزهاست. شاعر با تأکید بر ویژگی‌های این شخص، به نوعی از ابدیت و کمال در مقابل نقص‌های دنیا اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که او در بین دیگران به عنوان یک الگو و نمونه درخشان می‌درخشد.