نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۳ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شهی که گوهر و دینار رایگانی داد

هرآنچه داد خدایش خدایگانی داد

عزیزکرد بدو دین و داد و بگزیدش

به دین و دادش ده چیز و رایگانی داد

نگین و افسر و شمشیر و تخت و تاج وکمر

سپاه و دولت و پیروزی و جوانی داد

یقین بدان که دهد آن جهانیش فردا

فزون از آن که به او ملک این جهانی داد

هر آن شهی‌که ظفر یافت بر مخالف خویش

زآسمان و زسیارگان نشانی داد

ز بخت خویش نشان داد شاه روز ظفر

نه از ستاره و دوران آسمانی داد

لطیف طبع ملک داد باد را سَبُکی

چنانکه حلم ملک خاک را گرانی داد

حصار دولت از آن آمد استوار و بلند

که تیغ را مَلِک شرق پاسبانی داد

بسا مخالف دولت‌که شاه مالِشِ او

به تیر و ناوک آن تیغ هندوانی داد

شهان به زیر زمین گنج را نهان کردند

خدایگان به عطا گنج شایگانی داد

نداد هیچ کسی خاک رایگان به مثل

چنانکه شاه جهان زر به رایگانی داد

به آفرین ملک من رهی همی نازم

که آفرینش لفظ مرا معانی داد

به بزم خویش مرا پیش خاصگان بنشاند

به دست خویش به من بنده دوستگانی داد

به زندگانی خضرم که شهریار جهان

ز جام خویش مرا آب زندگانی داد

ز عدل باد دلش شادمان و برخوردار

که عدل او به همه خلق شادمانی داد

همیشه شاه جهان باد کامران و عزیز

که بخت را هنرش عِزّ و کامرانی داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، از ویژگی‌های یک پادشاه نمونه و نیکو یاد شده است. شاعر بر این باور است که پادشاهی که از ثروت و گنج‌های خود به مردمش عطا می‌کند، به دین و انصاف اهمیت می‌دهد و در برابر مخالفان خود پیروز می‌شود، در واقع خدایگانی است که نعمت‌ها و برکات زیادی به مردمش می‌دهد. شاعر اشاره می‌کند که این پادشاه با عطا کردن چیزهایی چون تاج و تخت، جوانی، و پیروزی، نشان از بزرگی و ثروت خود دارد. او به رعایت انصاف و عدل خطاب به مردم، دل‌های آن‌ها را شاد می‌کند و زندگی را برای بندگان خود آسان می‌سازد. در انتها، با دعای خیر برای پادشاه، شاعر آرزو می‌کند که او همیشه موفق و عزیز بماند و بخت و اقبال به او روی آورده باشد.