شمارهٔ ۹۹ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خدایگان جهانی خدای یار تو باد
سعادت ابدی جفت روزگار توباد
چو روز رزم بُوَد یُمن بر یَمین تو باد
چو روز بزم بود یُسْر بر یَسار تو باد
به هر کجا که زنی تیغ دست دست تو باد
به هرکجا که نهی پای، کار کار تو باد
تو اختیار خدایی و پادشاه جهان
همیشه عدل و نکوکاری اختیار تو باد
کنون که سوی خراسان همی سپاه کشی
هزار شاه چو کسری سپاهدار تو باد
چو باز سوی سپاهان نهی به نصرت روی
هزار بنده چو قیصر امیر بار تو باد
شکار تو همه شیر است و یار تو همه فتح
اگرچه شیر شود خصم تو شکار تو باد
ز سنگ و آهن اگر خصم تو حصارکند
خجسته دولت تو گِرد تو حِصار تو باد
وگر بهسان سکندر برآورد سدّی
بلند سدّ تو شمشیر آبدار تو باد
همه سلامت عمر جهانفروز تو باد
همه سعادت بخت بزرگوار توباد
خدای داد تو را ملک وکامکاری و بخت
هزار رحمت بر بخت کامکار تو باد
نثار کردی بر زایران خزانهٔ خویش
خزانهٔ ملکان سربسر نثار تو باد
به روز رزم کجا کارزار خواهی کرد
شکسته خصم تو از پیش کارزار تو باد
همیشه تا به فلک بر بود قرار نجوم
به تخت دولت و اقبال برقرار تو باد
اگر شویّ وگراییّ و هرکجا باشی
ظفر ندیم تو باد و خدای یار تو باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به دعا و آرزو برای یک پادشاه یا شخصیت بزرگ اشاره دارد. در اینجا، دعاگو خواستار موفقیت، سعادت و پیروزی برای اوست. پیروزی او در میدان جنگ به رسمیت شناخته شده و امیدواری به بخت نیک و دُرست در زندگیاش بیان شده است. همچنین، تواناییهای پادشاه در فرمانروایی، عدالت، و نیکوکاری مورد تأکید قرار میگیرد. دعا کننده همچنین آرزو میکند که پادشاه در نبردها همیشه پیروز باشد و خزانهاش فراوانی داشته باشد. در نهایت، او را به عنوان کسی که همیشه تحت حمایت خداوند است، توصیف میکند.