شمارهٔ ۴۲۶ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای روزگار ساخته آموزگار تو
روز جهان برآمده در روزگار تو
تو شهریار و خسرو خلق زمانهای
واندر زمانه نیست کسی شهریار تو
کار زمانه ساخته کردی به عدل خویش
وایزد به فضل ساخته کردست کار تو
در زینهار خالق هفت آسمان تویی
خلق زمین به عدل تو در زینهار تو
صاحبقران ملک تویی در تبار خویش
داود همچنان بود اندر تبار تو
سعدین را مقابله بوده است بر فلک
روزیکه آفرید تورا کردگار تو
فغفور چین پیاده به خدمت دوان شود
گر بگذرد بهکشور چین یک سوار تو
ای چون علی و تیغ تو مانند ذوالفقار
دشمن به باد داده سر از ذوالفقار تو
هرگه که آفتاب تو را بیند ای ملک
خواهد که اوفتد ز فلک درکنار تو
گر بگذری به جانب دریا شهنشها
دریا خجل شود زکف بَدره بار تو
در ملت و شریعت پیغمبر خدای
نخجیر شد حلال زبهر شکار تو
شاهان بر انتظار شکارند خسروا
باشد شکار تو همه بر انتظار تو
از آرزوی آنکه یکی را کنی شکار
نخجیر برکشد رده بر رهگذار تو
از روزه آنچه رفت تو را بود حقگزار
باقی بود موافق و خدمتگزار تو
زانجا که دین توست ز هر مه که نو شود
پیوسته ماه روزه بود اختیار تو
تا چرخ را همیشه مدار است بر مدر
جز بر سریر ملک مبادا مدار تو
مداح تو معزّی و راوی شکر لبان
تو یار بندگان و خداوند یار تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تعریف و تمجید از یک شخصیت برجسته یا شاه اختصاص دارد و به ویژگیهای ایشان چون عدالت، فضل و قدرت میپردازد. شاعر میگوید که این شخصیت به عنوان شهریار و خسرو زمانه، کارهای خوبی برای جامعه انجام داده و در نظر مردم جایگاه والایی دارد. او به عنوان منبع رحمت و حمایت از خلق، در مقایسه با شخصیتهای تاریخی مانند داود و علی، ارجمند و قابل احترام است. همچنین از قدرت و عظمت این شخصیت در مقابل سایر پادشاهان و حتی عناصر طبیعی مانند دریا و آفتاب سخن میگوید و نقش او را در دین و شریعت به عنوان حلال و در خور توجه میداند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که این شخصیت همواره در خدمت بندگان و در ارتباط با خداوند است و مورد حمایت و احترام است.