شمارهٔ ۱۴ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شاها قیاس بخت خود از آفتاب گیر
عالم به تیغ دولت و رای صوابگیر
کاوس وار تاختنی کن سوی ختن
صد گنج چون خزانهٔ افراسیاب گیر
آباد کردهای همه عالم به عدل خویش
از تیغ خویش خانهٔ اعدا خرابگیر
چون بنگری به طالع خویش و دعا کنی
طالع خجستهگیر و دعا مستجاب گیر
گه اسب تاز و گاه نشاط شراب کن
گهگوی باز و گاه بهکف بر شرابگیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف و توصیههایی درباره شانس، سرنوشت و قدرت حاکمیت میپردازد. شاعر از شاه میخواهد که به بخت خود توجه کند و از ویژگیهای مثبت مانند خرد و قدرت دولت استفاده کند. همچنین او را به سفر و جستجو به سمت سرزمینهای دور مانند ختن تشویق میکند و تأکید میکند که باید در کنترل و اداره جهانی که آباد کرده، به مقابله با دشمنان بپردازد. در نهایت، او به جنبههای لذت و شادمانی زندگی اشاره میکند، مانند دوچرخهسواری، نوشیدن شراب و بازی با گوی، که نشان دهندهی توازن بین کار و لذت است.