شمارهٔ ۱۴ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا گذر بهسوی کوی یار باید کرد
زدیده بر سرکویش نثار باید کرد
چو در فتاد بهدام آن نگار سیم اندام
سه بوسه از دو لب او شکار باید کرد
چو وصل بر سر کوی استوار خواهد شد
در سرای به قفل استوار باید کرد
همه حدیث سماع و شراب بایدگفت
همه حکایت بوس وکنار بایدکرد
وگر به وقت صبوح از خمار باشد رنج
شراب و بوسه علاج خمار باید کرد
چو یار نیست به دست آرزوست اینکه مرا
نخست باری تدبیر یار باید کرد
شفیع باید بردن مگر بسازد یار
چو یار ساخته شد سازگار باید کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و تلاش برای رسیدن به معشوق است. شاعر در آن از احساسات و آرزوهایش برای دیدار یار و لذت بردن از moments شیرین با او صحبت میکند. او به اهمیت بوسهها، شراب و لحظههای معنوی در عشق اشاره دارد و میگوید که باید برای رسیدن به یار تلاش کند و در نبود یار، تدبیری اتخاذ کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که باید برای سازگاری و آشتی با یار آماده شود.